صفتAdjektiv
zweideutig
[ˈtsvaɪˌdɔʏtɪç]
| zweideutig | zweideutiger | am zweideutigsten |
معانی
1. دوپهلو، مبهم (که بیش از یک معنی دارد، گاهی هم اشاره به شوخیِ رکیک)بیشتر▾
• Sein Kommentar war ziemlich zweideutig.نظرِ او نسبتاً دوپهلو بود.
• Sie lächelte zweideutig und gab keine klare Antwort.او لبخندی دوپهلو زد و پاسخِ روشنی نداد.
• Die zweideutige Formulierung des Vertrags führte später zu langwierigen rechtlichen Auseinandersetzungen zwischen den beiden Parteien.عبارتبندیِ دوپهلوی قرارداد بعدها به اختلافاتِ حقوقیِ طولانیمدت میانِ دو طرف انجامید.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
