اسمNomen
Zweifel
der/[ˈtsvaɪfl̩]
جمع: Zweifel
ملکی: Zweifels
معانی
1. شک، تردید، شبهه (دربارهٔ درستیِ چیزی)بیشتر▾
• Ich habe Zweifel an seiner Geschichte.من به داستانِ او شک دارم.
• Nach dem Gespräch blieben bei ihr einige Zweifel an der Ehrlichkeit des Angebots.بعد از آن گفتگو، او همچنان دربارهٔ صداقتِ آن پیشنهاد تردیدهایی داشت.
• Neue wissenschaftliche Erkenntnisse haben erhebliche Zweifel an der bisherigen Theorie aufkommen lassen.یافتههایِ علمیِ جدید تردیدهایِ قابلِتوجهی دربارهٔ نظریهٔ پیشین ایجاد کردهاند.
2. دودلی، تزلزل (دربارهٔ اینکه چه تصمیمی باید گرفت)بیشتر▾
• Er hatte Zweifel, ob er den Job annehmen soll.او دودل بود که آیا آن شغل را قبول کند یا نه.
• In ihren letzten Zweifeln vor der Prüfung rief sie ihre Mutter an.در واپسین لحظاتِ دودلی پیش از امتحان، او به مادرش زنگ زد.
• Trotz wachsender innerer Zweifel entschloss er sich schließlich, die riskante Investition zu wagen.با وجودِ دودلیِ درونیِ روزافزون، او در نهایت تصمیم گرفت آن سرمایهگذاریِ پرریسک را انجام دهد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
