اسمNomen
Zweig
der/[tsvaɪk]
جمع: Zweige
ملکی: Zweigs
معانی
1. شاخه (شاخهی درخت یا بوته)بیشتر▾
• Der Vogel sitzt auf einem Zweig.پرنده روی یک شاخه نشسته است.
• Nach dem Sturm lagen überall abgebrochene Zweige im Garten.بعد از طوفان، شاخههای شکسته همهجای باغ افتاده بودند.
• Die kahlen Zweige der alten Eiche, die sich im Winterwind bogen, wirkten wie knorrige Finger vor dem grauen Himmel.شاخههای بیبرگِ بلوطِ قدیمی که در بادِ زمستانی خم میشدند، مثلِ انگشتهایی گرهخورده در برابرِ آسمانِ خاکستری به نظر میرسیدند.
2. شاخه، رشته، شعبه (بخشی از یک صنعت، علم یا حرفه)بیشتر▾
• Er arbeitet in einem neuen Zweig der Firma.او در شاخهی جدیدِ شرکت کار میکند.
• Die Genetik ist ein wichtiger Zweig der Biologie.ژنتیک یک شاخهی مهمِ زیستشناسی است.
• Die Nanotechnologie hat sich in den letzten Jahrzehnten zu einem der innovativsten Zweige der angewandten Naturwissenschaften entwickelt.فناوریِ نانو در دهههای اخیر به یکی از نوآورانهترین شاخههای علومِ کاربردی تبدیل شده است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
