اسمNomen
Zweikampf
der/[ˈtsvaɪˌkampf]
جمع: Zweikämpfe
ملکی: Zweikampfs
معانی
1. دوئل، مبارزهی تنبهتن (میانِ دو نفر)بیشتر▾
• Die Ritter kämpften in einem Zweikampf.شوالیهها در یک دوئل مبارزه کردند.
• Früher wurden Ehrenstreitigkeiten manchmal mit einem Zweikampf ausgetragen.قدیمها بعضی اوقات اختلافاتِ ناموسی با یک دوئل حل میشد.
• Im Mittelalter galt der gerichtliche Zweikampf als eine anerkannte, wenn auch grausame Methode, um Streitigkeiten vor Gericht zu entscheiden.در قرونِوسطی، دوئلِ قضایی بهعنوانِ روشی پذیرفتهشده، هرچند بیرحمانه، برای حلوفصلِ اختلافات در دادگاه بهشمار میرفت.
2. درگیریِ تنبهتن، دوئل (مثلاً در فوتبال، برایِ گرفتنِ توپ)بیشتر▾
• Der Spieler gewinnt fast jeden Zweikampf.این بازیکن تقریباً هر دوئلی را میبرد.
• Der Verteidiger verlor den Zweikampf und der Stürmer lief allein aufs Tor zu.مدافع دوئل را باخت و مهاجم تنها بهسمتِ دروازه دوید.
• Statistisch gewann die Mannschaft zwar deutlich mehr Zweikämpfe als der Gegner, konnte daraus jedoch keine zwingenden Torchancen erspielen.از نظرِ آماری، تیم بهوضوح دوئلهای بیشتری نسبت به حریف برد، اما نتوانست از آن موقعیتهای گلِ قطعی بسازد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
