صفتAdjektiv
zweireihig
[ˈtsvaɪˌʁaɪɪç]
معانی
1. دو ردیفه؛ دودکمه (مثلاً کت یا جامه که دو ردیف دکمه دارد)بیشتر▾
• Er trägt einen zweireihigen Anzug.او یک کتِ دودکمه پوشیده است.
• Zweireihige Sakkos waren in den achtziger Jahren sehr beliebt.کتهای دودکمه در دههی هشتاد میلادی خیلی محبوب بودند.
• Der zweireihige Schnitt des Mantels, der einst als Symbol bürgerlicher Eleganz galt, erlebt in der Modewelt derzeit eine bemerkenswerte Renaissance.برشِ دودکمهی پالتو که زمانی نمادِ ظرافتِ طبقهی متوسط بهشمار میرفت، این روزها در دنیایِ مد رنسانسِ قابلِتوجهی را تجربه میکند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
