قید حالتModaladverb

zweitens

[ˈtsvaɪtn̩s]

معانی

• Erstens bin ich müde, zweitens habe ich keine Zeit.اولاً خسته‌ام، ثانیاً وقت ندارم.
• Zweitens sollte man bedenken, dass die Kosten für das Projekt deutlich gestiegen sind.ثانیاً باید در نظر داشت که هزینه‌های پروژه به‌طورِ چشمگیری افزایش یافته‌اند.
• Zweitens – und das wiegt in diesem Zusammenhang weitaus schwerer – lässt sich die vorgeschlagene Maßnahme rechtlich kaum rechtfertigen.ثانیاً — و این نکته در این زمینه اهمیتِ بسیار بیشتری دارد — این اقدامِ پیشنهادی از نظرِ حقوقی به‌سختی قابلِ توجیه است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی