صفتAdjektiv

zweitletzt

[ˈtsvaɪtˌlɛtst]

معانی

• Das ist der zweitletzte Tag der Woche.این ماقبلِ آخرین روزِ هفته است.
• Sie belegte in dem Wettbewerb den zweitletzten Platz.او در مسابقه رتبه‌ی ماقبلِ آخر را کسب کرد.
• Im zweitletzten Kapitel des Romans deutet sich bereits die überraschende Wendung an, die im Finale alles auf den Kopf stellen wird.در فصلِ ماقبلِ آخرِ رمان، از قبل چرخشِ غافلگیرکننده‌ای احساس می‌شود که در پایان همه‌چیز را زیر و رو خواهد کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی