اسمNomen
Zwickel
der/[ˈtsvɪkl̩]
جمع: Zwickel
ملکی: Zwickels
معانی
1. مرغک (تکهپارچهٔ سهگوشِ اضافهشده در لباس یا جوراب برایِ تناسبِ بهتر)بیشتر▾
• Die Socke hat einen Zwickel an der Ferse.جوراب یک مرغک در پاشنه دارد.
• Die Schneiderin nähte einen Zwickel in die Hose, damit sie besser passt.خیاط یک مرغک به شلوار دوخت تا بهتر اندازه شود.
• Traditionelle Trachtenhosen besitzen oft einen eingesetzten Zwickel im Schritt, der die Bewegungsfreiheit erheblich verbessert.شلوارهای سنتی اغلب مرغکی در ناحیهٔ چاک دارند که آزادیِ حرکت را بهطورِ چشمگیری بهبود میبخشد.
2. لچکی (فضایِ مثلثیشکلِ معماری، مثلاً میانِ طاق و قابِ مستطیلی)بیشتر▾
• Der Zwickel über dem Bogen ist verziert.لچکیِ بالایِ طاق تزیین شده است.
• Die Zwickel der gotischen Kirche sind mit filigranen Steinmetzarbeiten geschmückt.لچکیهای کلیسایِ گوتیک با کارهای سنگتراشیِ ظریف تزیین شدهاند.
• In der byzantinischen Architektur ermöglichten die Zwickel den Übergang von einer quadratischen Grundfläche zu einer runden Kuppel.در معماریِ بیزانسی، لچکیها امکانِ گذر از کفِ مربعشکل به گنبدِ دایرهای را فراهم میکردند.
3. (عامیانه، قدیمی) سکهٔ دو مارکیبیشتر▾
• Er hatte nur einen Zwickel in der Tasche.او فقط یک سکهٔ دومارکی در جیب داشت.
• Früher konnte man mit einem Zwickel eine Straßenbahnfahrt bezahlen.قدیمها میشد با یک سکهٔ دومارکی کرایهٔ تراموا را پرداخت.
• Der umgangssprachliche Ausdruck 'Zwickel' für die alte Zwei-Mark-Münze ist heute weitgehend in Vergessenheit geraten, da die Münze längst durch den Euro abgelöst wurde.اصطلاحِ عامیانهٔ «Zwickel» برایِ سکهٔ قدیمیِ دو مارک امروزه تقریباً از یاد رفته، چون این سکه مدتهاست جایش را به یورو داده است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
