اسمNomen
Zwielicht
das/[ˈtsviːlɪçt]
جمع: Zwielicht
ملکی: Zwielichts
معانی
1. نورِ کم و مبهمِ گرگومیش، هوایِ تاریکروشنبیشتر▾
• Im Zwielicht sieht man die Berge kaum noch.در نورِ گرگومیش تقریباً دیگر کوهها دیده نمیشوند.
• Bei Sonnenuntergang taucht das Zwielicht die Landschaft in geheimnisvolle Farben.هنگامِ غروبِ آفتاب، نورِ گرگومیش منظره را در رنگهایِ رازآلود فرو میبرد.
• Im diffusen Zwielicht der Dämmerung verschwimmen die Konturen der Gebäude, sodass Fotografen diese Stunde als 'blaue Stunde' besonders schätzen.در نورِ پراکندهٔ گرگومیشِ غروب، خطوطِ ساختمانها محو میشوند، به همین دلیل عکاسان این ساعت را با عنوانِ «ساعتِ آبی» بهویژه ارزشمند میدانند.
2. (مجازی) وضعیتِ مشکوک، سوءظن (موردِ سوءظن قرار گرفتن)بیشتر▾
• Er ist ins Zwielicht geraten.او موردِ سوءظن قرار گرفته است.
• Nach dem Skandal geriet die ganze Firma ins Zwielicht.بعد از رسوایی، کلِ شرکت موردِ سوءظن قرار گرفت.
• Durch die zweifelhaften Geschäftspraktiken geriet der einst angesehene Unternehmer zunehmend ins Zwielicht der Öffentlichkeit.بهخاطرِ روشهایِ تجاریِ مشکوک، این تاجرِ زمانی محترم بهطورِ فزایندهای موردِ سوءظنِ افکارِ عمومی قرار گرفت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
