اسمNomen
Zwiespalt
der/[ˈtsviːʃpalt]
جمع: Zwiespälte
ملکی: Zwiespalts
معانی
1. تعارض، دوگانگیِ درونی، دودلی (سردرگمی میانِ دو خواسته یا احساسِ متضاد)بیشتر▾
• Sie ist in einem Zwiespalt.او دچارِ یک تعارضِ درونی است.
• Zwischen Pflicht und Wunsch geriet er in einen tiefen Zwiespalt.او میانِ وظیفه و خواسته دچارِ تعارضِ عمیقی شد.
• Der Zwiespalt zwischen ihrem beruflichen Ehrgeiz und ihrem Wunsch nach einem ruhigen Familienleben begleitete sie über Jahre hinweg.تعارضِ میانِ جاهطلبیِ شغلیِ او و آرزویِ زندگیِ خانوادگیِ آرام، سالها او را همراهی کرد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
