اسمNomen
Zwiesprache
die/[ˈtsviːˌʃpʁaːxə]
جمع: Zwiesprachen
ملکی: Zwiesprache
معانی
1. گفتوگویِ صمیمانه/درونی، رازونیاز (گفتوگو با کسی یا با خود)بیشتر▾
• Er hält Zwiesprache mit sich selbst.او با خودش گفتوگویِ درونی دارد.
• Jeden Abend hält sie am Fenster eine stille Zwiesprache mit dem Mond.او هر شب کنارِ پنجره گفتوگویی آرام و صمیمانه با ماه دارد.
• In seinen späten Gedichten führt der Dichter eine intensive Zwiesprache mit dem eigenen Gewissen, in der Zweifel und Hoffnung miteinander ringen.شاعر در اشعارِ متأخرش گفتوگویی عمیق با وجدانِ خویش برقرار میکند، که در آن تردید و امید با یکدیگر کشمکش دارند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
