اسمNomen

Zwirn

der/[tsvɪʁn]
جمع: Zwirne
ملکی: Zwirns

معانی

• Ich brauche schwarzen Zwirn.من نخِ خیاطیِ سیاه لازم دارم.
• Die Schneiderin näht den Knopf mit festem Zwirn an.خیاط دکمه را با نخِ محکم می‌دوزد.
• Der aus mehreren Fäden zusammengedrehte Zwirn ist wesentlich reißfester als ein einfacher Faden und wird deshalb besonders für strapazierfähige Nähte verwendet.نخِ چندلا که از تابیدنِ چند رشتهٔ نخ به‌وجود می‌آید، به‌مراتب در برابرِ پاره‌شدن مقاوم‌تر از یک نخِ ساده است و به همین دلیل به‌ویژه برایِ درزهایِ مقاوم استفاده می‌شود.
• Er trägt einen feinen Zwirn.او یک لباسِ شیک پوشیده است.
• Zur Hochzeit zog er seinen besten Zwirn an.او برایِ عروسی بهترین لباسش را پوشید.
• In seinem eleganten Zwirn wirkte der alte Herr auf der Gala geradezu wie ein Relikt aus einer vergangenen, stilvolleren Epoche.پیرمرد با آن لباسِ شیکش در جشن، درست مثلِ بازمانده‌ای از دورانی گذشته و باکلاس‌تر به نظر می‌رسید.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی