اسمNomen

Zwirnfaden

der/[ˈtsvɪʁnˌfaːdn̩]
جمع: Zwirnfäden
ملکی: Zwirnfadens

معانی

• Der Zwirnfaden ist gerissen.نخ پاره شده است.
• Sie zog den Zwirnfaden vorsichtig durch das Nadelöhr.او با احتیاط نخ را از سوراخِ سوزن رد کرد.
• Ein einzelner Zwirnfaden mag zwar leicht reißen, doch mehrere miteinander verdrehte Fäden ergeben ein erstaunlich reißfestes Gewebe.اگرچه یک تکه نخِ منفرد ممکن است به‌آسانی پاره شود، اما چند رشتهٔ به‌هم‌تابیده‌شده، پارچه‌ای به‌طرزِ شگفت‌انگیزی مقاوم در برابرِ پارگی ایجاد می‌کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی