حرفاضافهPräposition
zwischen
[ˈtsvɪʃn̩]
معانی
1. میانِ، بینِ (مکانی)بیشتر▾
• Die Katze sitzt zwischen den Stühlen.گربه میانِ صندلیها نشسته است.
• Er stellte die Vase zwischen die beiden Fenster.او گلدان را میانِ دو پنجره گذاشت.
• Das kleine Dorf liegt malerisch zwischen zwei schroffen Bergketten, die es fast das ganze Jahr über vor starkem Wind schützen.روستایِ کوچک بهطرزِ زیبایی میانِ دو رشتهکوهِ ناهموار قرار دارد که تقریباً در تمامِ سال آن را از بادِ شدید محافظت میکند.
2. میانِ، بینِ (زمانی)بیشتر▾
• Ich komme zwischen neun und zehn Uhr.من میانِ ساعتِ نه و ده میآیم.
• Zwischen den Feiertagen hat das Geschäft geschlossen.میانِ روزهای تعطیل، مغازه بسته است.
• Zwischen der Antragstellung und der endgültigen Genehmigung können je nach Behörde mehrere Monate vergehen.میانِ ارائهٔ درخواست و تأییدِ نهایی، بسته به اداره، ممکن است چند ماه بگذرد.
3. میانِ، بینِ (انتزاعی، مثلاً رابطه، تفاوت، انتخاب)بیشتر▾
• Es gibt einen Unterschied zwischen den beiden.میانِ آن دو تفاوتی وجود دارد.
• Die Freundschaft zwischen den beiden Familien besteht schon seit Jahrzehnten.دوستیِ میانِ آن دو خانواده از دههها پیش برقرار است.
• Die Grenze zwischen künstlerischer Freiheit und gesellschaftlicher Verantwortung wird in der Debatte um moderne Kunst immer wieder neu verhandelt.مرزِ میانِ آزادیِ هنری و مسئولیتِ اجتماعی در بحث دربارهٔ هنرِ مدرن بارها و بارها از نو مطرح میشود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
