اسمNomen
Zwischenlandung
die/[ˈtsvɪʃn̩ˌlandʊŋ]
جمع: Zwischenlandungen
ملکی: Zwischenlandung
معانی
1. توقفِ میانی، فرودِ میانی (در یک سفرِ هوایی)بیشتر▾
• Der Flug nach Tokio hat eine Zwischenlandung in Dubai.پرواز به توکیو یک توقفِ میانی در دبی دارد.
• Wegen eines technischen Problems musste die Maschine eine ungeplante Zwischenlandung einlegen.بهخاطرِ یک مشکلِ فنی، هواپیما مجبور شد یک توقفِ میانیِ برنامهریزینشده انجام دهد.
• Trotz der zusätzlichen Zwischenlandung, die den ohnehin langen Flug um mehrere Stunden verlängerte, erreichten die Passagiere ihr Ziel noch am selben Tag.با وجودِ توقفِ میانیِ اضافه که پروازِ بههرحال طولانی را چند ساعتِ دیگر هم طولانیتر کرد، مسافران همان روز به مقصدشان رسیدند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
