اسمNomen

Zwischenruf

der/[ˈtsvɪʃn̩ˌʁuːf]
جمع: Zwischenrufe
ملکی: Zwischenrufs

معانی

• Ein Zuhörer machte einen lauten Zwischenruf.یکی از شنوندگان یک میان‌فریادِ بلند زد.
• Der Redner ließ sich von den ständigen Zwischenrufen aus dem Publikum nicht aus der Ruhe bringen.سخنران با میان‌فریادهایِ مداومِ حضار آرامشش را از دست نداد.
• Während der hitzigen Parlamentsdebatte sorgten scharfe Zwischenrufe der Opposition mehrfach dafür, dass der Redner seine Ausführungen unterbrechen musste.در طولِ بحثِ داغِ پارلمانی، میان‌فریادهایِ تندِ اپوزیسیون چندین بار باعث شد سخنران مجبور شود سخنانش را قطع کند.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی