اسمNomen
Zwischenzeit
die/[ˈtsvɪʃn̩ˌtsaɪt]
جمع: Zwischenzeiten
ملکی: Zwischenzeit
معانی
1. این فاصله، این بین (بازهٔ زمانیِ میانِ دو رویداد)بیشتر▾
• Ich koche das Essen, du kannst in der Zwischenzeit den Tisch decken.من غذا را میپزم، تو میتوانی در این فاصله میز را بچینی.
• In der Zwischenzeit hat sich die wirtschaftliche Lage des Landes deutlich verbessert.در این فاصله، وضعیتِ اقتصادیِ کشور بهطورِ چشمگیری بهتر شده است.
• Während die Ermittlungen sich über Monate hinzogen, hatte der Verdächtige in der Zwischenzeit längst das Land verlassen.درحالیکه تحقیقات ماهها به طول انجامید، متهم در این فاصله مدتها بود که کشور را ترک کرده بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
