صفتAdjektiv
zyklisch
[ˈtsyːklɪʃ]
معانی
1. چرخهای، ادواری، دورهای (که بهطورِ منظم تکرار میشود)بیشتر▾
• Die Jahreszeiten verlaufen zyklisch.فصلها بهطورِ چرخهای پیش میروند.
• Viele wirtschaftliche Prozesse folgen einem zyklischen Muster von Aufschwung und Abschwung.بسیاری از فرایندهای اقتصادی از الگویی چرخهای از رونق و رکود پیروی میکنند.
• Die zyklische Natur mancher chronischer Erkrankungen, bei denen sich Phasen der Besserung und Verschlechterung regelmäßig abwechseln, erschwert oft eine eindeutige Diagnose.ماهیتِ چرخهایِ برخی بیماریهای مزمن که در آنها دورههای بهبود و وخامت بهطورِ منظم جایگزینِ یکدیگر میشوند، اغلب تشخیصِ قطعی را دشوار میکند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
