صفتAdjektiv

zynisch

[ˈtsyːnɪʃ]
zynischzynischeram zynischsten

معانی

• Er hat eine zynische Bemerkung gemacht.او یک اظهارنظرِ طعنه‌آمیز کرد.
• Mit zynischem Lächeln kommentierte sie die naiven Pläne ihrer Kollegen.او با لبخندی طعنه‌آمیز دربارهٔ برنامه‌های ساده‌لوحانهٔ همکارانش اظهارنظر کرد.
• In seinen späteren Werken nahm der Schriftsteller einen zunehmend zynischen Ton an, mit dem er die Heuchelei der Gesellschaft schonungslos entlarvte.نویسنده در آثارِ متأخرش لحنی رو‌به‌افزایش طعنه‌آمیز اتخاذ کرد که با آن ریاکاریِ جامعه را بی‌رحمانه برملا می‌کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی