اسمNomen

Zynismus

der/[tsyˈnɪsmʊs]
جمع: Zynismen
ملکی: Zynismus

معانی

• Sein Zynismus macht die Zusammenarbeit schwierig.بدبینیِ تمسخرآمیزِ او همکاری را دشوار می‌کند.
• Mit beißendem Zynismus kommentierte sie die Entscheidung ihres Chefs.او با کنایه‌ای گزنده تصمیمِ رئیسش را نقد کرد.
• Hinter seinem Zynismus verbirgt sich oft eine tiefe Enttäuschung über die Missstände in der Gesellschaft.پشتِ آن بدبینیِ تمسخرآمیزِ او اغلب یک ناامیدیِ عمیق از نابسامانی‌های جامعه پنهان است.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی