اسمNomen
Zyste
die/[ˈtsʏstə]
جمع: Zysten
ملکی: Zyste
معانی
1. کیست (تودهٔ حبابیشکل و پرمایع در بافتِ بدن)بیشتر▾
• Der Arzt hat eine kleine Zyste am Rücken entfernt.پزشک یک کیستِ کوچک را از پشت برداشت.
• Bei der Ultraschalluntersuchung wurde eine Zyste an der Niere entdeckt.در سونوگرافی یک کیست در کلیه کشف شد.
• Viele Zysten sind gutartig und müssen nicht immer operativ entfernt werden, solange sie keine Beschwerden verursachen.بسیاری از کیستها خوشخیماند و تا زمانی که مشکلی ایجاد نکنند، لازم نیست همیشه با جراحی برداشته شوند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
