آموزش ← گرامر ← درس 18 – Konjunktiv II: آرزوها و شرط‌های غیرواقعی

– درس 18 – Konjunktiv II: آرزوها و شرط‌های غیرواقعی

آرزوها و شرط‌های غیرواقعی با Konjunktiv II

موضوع این درس: irreale Bedingungen (آرزو و شرط غیرواقعی). در این درس یاد می‌گیریم چطور از چیزهایی بگوییم که واقعیت ندارند ولی آرزویشان را داریم یا می‌توانیم تصورشان کنیم: «کاش پولدار بودم»، «اگر وقت داشتم، می‌رفتم». برای این کار از wäre، hätte و würde + مصدر استفاده می‌کنیم.

würdeفعل کمکی (جایگاه ۲) gernنشانهٔ آرزو fahrenمصدر (آخر جمله)

پیش از شروع: واقعیت یا آرزو؟

تا اینجا بیشتر دربارهٔ چیزهایی حرف زدیم که واقعاً هستند یا اتفاق می‌افتند (زمان حال و Perfekt). اما گاهی می‌خواهیم دربارهٔ چیزی بگوییم که در واقعیت وجود ندارد: آرزویی که برآورده نشده یا شرطی که محقق نشده است. برای این کار فعل را به شکل Konjunktiv II می‌آوریم.

irreale Bedingungen: مردی بیمار نزد پزشک (Franz ist krank)
Franz ist krank. فرانتس بیمار است. (واقعیت)
خانمی پشت میز کار که تلفن در دست دارد
Frau Müller hat viel zu tun. خانم مولر کار زیادی دارد. (واقعیت)
زنی در ایستگاه اتوبوس که ساعتش را نگاه می‌کند
Claudia hat kein Geld. کلودیا پول ندارد. (واقعیت)
Er wäreKonjunktiv II gern wieder gesund.آرزو

او دوست دارد دوباره سالم باشد. (کاش سالم بود.)

Sie würdeKonjunktiv II gern in den Urlaub fahren,مصدر aber sie hat keine Zeit.

او دوست دارد به مسافرت برود، اما وقت ندارد.

Wenn Claudia Geld hätte,شرط würdeنتیجه sie sich ein Auto kaufen.مصدر

اگر کلودیا پول داشت، برای خودش یک ماشین می‌خرید.

قاعدهٔ اصلی: آرزوها و شرط‌های غیرواقعی را با Konjunktiv II بیان می‌کنیم.

  • آرزوی غیرواقعی (Irrealer Wunsch): Ich wäre gern gesund.
  • شرط غیرواقعی (Irreale Bedingung): Wenn ich Geld hätte, würde ich ein Auto kaufen.

مقایسه: واقعیت و غیرواقعیت

واقعیت (Indikativ)غیرواقعیت (Konjunktiv II)
Ich habe kein Geld.Ich hätte gern Geld.
Ich bin krank.Ich wäre gern gesund.
Ich fahre nicht in den Urlaub.Ich würde gern in den Urlaub fahren.
Ich arbeite jeden Tag.Ich würde gern nicht mehr arbeiten.
Ich kaufe mir keinen Porsche.Ich würde mir gern einen Porsche kaufen.

ترجمه: «پول ندارم ← کاش پول داشتم.» / «بیمارم ← کاش سالم بودم.» / «به مسافرت نمی‌روم ← دوست دارم به مسافرت بروم.» / «هر روز کار می‌کنم ← دوست دارم دیگر کار نکنم.» / «پورشه نمی‌خرم ← دوست دارم برای خودم یک پورشه بخرم.»

A آرزوی غیرواقعی Irreale Wünsche

برای بیان آرزو، یا از شکل Konjunktiv II خود فعل استفاده می‌کنیم (فقط برای sein، haben و فعل‌های مدال مثل können) یا برای همهٔ فعل‌های دیگر از ساختار würde + مصدر. کلمهٔ gern آرزو را قوی‌تر می‌کند.

صرف Konjunktiv II Formen

این چهار فعل را باید از حفظ بدانید. دقت کنید که پایانه‌ها در هر چهار فعل یکسان‌اند و ich و er/es/sie هم‌شکل‌اند.

صرف Konjunktiv II
ضمیر sein haben können werden (برای ساخت würde)
ichwärehättekönntewürde
duwärsthättestkönntestwürdest
er/es/siewärehättekönntewürde
wirwärenhättenkönntenwürden
ihrwärthättetkönntetwürdet
sie/Siewärenhättenkönntenwürden

ساخت جملهٔ آرزو Formen

با sein و haben: خود فعل Konjunktiv II می‌شود

Franzفاعل+ wäresein در Konjunktiv II+ gern wiederادامه+ gesundصفت

با بقیهٔ فعل‌ها: würde + مصدر در آخر جمله

Frau Müllerفاعل+ würdeجایگاه ۲+ gern in den Urlaubادامه+ fahrenمصدر

ساختار جمله Satzbau

در جملهٔ آرزو، فعل صرف‌شده در جایگاه ۲ می‌آید و مصدر در انتهای جمله قرار می‌گیرد.

جایگاه Iجایگاه IIجایگاه IIIانتهای جمله
Franzwäregern wiedergesund.
Frau Müllerwürdegern in den Urlaubfahren.
IchhättegernGeld.

چرا «würde + مصدر»؟ در زبان روزمره، برای بیشتر فعل‌ها شکل مخصوص Konjunktiv II (مثل führe یا käme) سنگین و کم‌کاربرد است. به‌جایش از würde + مصدر استفاده می‌کنیم. این ساختار برای همهٔ فعل‌ها کار می‌کند. فقط برای sein، haben و können شکل خودشان را به کار می‌بریم.

مثال‌های بیشتر

آرزومعنی
Ich wäre gern reich.کاش پولدار بودم.
Wir hätten gern mehr Zeit.دوست داریم وقت بیشتری داشته باشیم.
Er könnte gern besser kochen.کاش بهتر می‌توانست آشپزی کند.
Ich würde gern mehr Sport treiben.دوست دارم بیشتر ورزش کنم.
Du würdest gern Deutsch besser sprechen.دوست داری بهتر آلمانی صحبت کنی.

کاش! آرزو با wenn ... doch

برای ابراز آرزویی قوی (مثل غر زدن یا حسرت)، جمله را با Wenn ... doch شروع می‌کنیم. فعل صرف‌شده در آخر جمله می‌آید:

Wenn Oskar doch endlich Deutsch lernen würde!آخر جمله

کاش اسکار بالاخره آلمانی یاد می‌گرفت!

Wenn er doch pünktlich wäre!آخر جمله

کاش او سر وقت می‌بود!

B شرط غیرواقعی Irreale Bedingungen

شرط غیرواقعی را با جملهٔ پیرو شرطی (Nebensatz) و حرف ربط wenn می‌سازیم. این جمله می‌گوید «اگر آن چیز واقعی بود…»، و جملهٔ اصلی (Hauptsatz) نتیجهٔ آن را می‌گوید.

Was würdest du machen, wenn du im Lotto gewinnen würdest? اگر در لوتو برنده می‌شدی، چه کار می‌کردی؟
Wenn ich im Lotto gewinnen würde,آخر جملهٔ پیرو wäreاول جملهٔ اصلی ich reich.

اگر در لوتو برنده می‌شدم، پولدار می‌شدم.

Wenn ich im Lotto gewinnen würde,آخر جملهٔ پیرو würdeاول جملهٔ اصلی ich nicht mehr arbeiten.مصدر

اگر در لوتو برنده می‌شدم، دیگر کار نمی‌کردم.

ساختار جمله Satzbau

در جملهٔ پیرو با wenn فعل صرف‌شده در آخر جمله می‌آید. در جملهٔ اصلی بعد از آن فعل صرف‌شده بلافاصله اول جمله قرار می‌گیرد (جایگاه ۱، چون جملهٔ پیرو خودش جایگاه ۱ را پر کرده است).

جملهٔ پیرو (Nebensatz) جملهٔ اصلی (Hauptsatz)
حرف ربطمیانهٔ جملهفعل صرف‌شده فعل صرف‌شدهفاعلادامه
Wennich im Lotto gewinnenwürde, wäreichreich.
Wennich im Lotto gewinnenwürde, würdeichnicht mehr arbeiten.
WennClaudia Geldhätte, würdesiesich ein Auto kaufen.

ساختار شرط غیرواقعی

Wennحرف ربط+ فاعل + ادامهمیانهٔ جمله+ فعل Konj. IIآخر جملهٔ پیرو، würde / wäre / hätteاول جملهٔ اصلی+ فاعلفاعل+ … مصدرآخر جمله

جابه‌جا کردن دو جمله

می‌توانیم ترتیب را عوض کنیم و اول نتیجه را بگوییم؛ در این صورت جملهٔ اصلی مثل یک جملهٔ خبری معمولی ساخته می‌شود و جملهٔ wenn در آخر می‌آید:

اول شرط Wenn ich Zeit hätte, würde ich dich besuchen.
اول نتیجه Ich würde dich besuchen, wenn ich Zeit hätte.

ترجمه: «اگر وقت داشتم، به دیدنت می‌آمدم.» ـ معنی هر دو جمله یکی است؛ فقط تأکید کمی فرق می‌کند.

درخواست و پاسخ مؤدبانه: «… ولی متأسفانه …»

وقتی نمی‌توانیم کاری را انجام دهیم، معمولاً بعد از شرط غیرواقعی، واقعیت را هم با aber leider می‌گوییم:

Kaufst du mir diese Tasche von Chanel? این کیف شانل را برایم می‌خری؟
Wenn ich reich wäre,شرط غیرواقعی würde ich dir die Tasche kaufenنتیجه – aber leider bin ich nicht reich.واقعیت (Indikativ)

اگر پولدار بودم، آن کیف را برایت می‌خریدم، اما متأسفانه پولدار نیستم.

الگوی تمرین: بخش اول در Konjunktiv II است (غیرواقعی) و بعد از aber leider دوباره جمله در حالت عادی (Indikativ) می‌آید:

Wenn ich hätte … , würde ich … – aber leider habe ich keine … .

جمله‌های پرکاربرد با شرط غیرواقعی

جملهمعنی
Wenn ich reich wäre, würde ich nicht mehr arbeiten.اگر پولدار بودم، دیگر کار نمی‌کردم.
Wenn ich mehr Fantasie hätte, würde ich einen Roman schreiben.اگر تخیل بیشتری داشتم، یک رمان می‌نوشتم.
Wenn ich mehr Mut hätte, würde ich meinem Chef die Meinung sagen.اگر شجاعت بیشتری داشتم، نظرم را به رئیسم می‌گفتم.
Wenn ich jetzt im Urlaub wäre, würde ich mich erholen.اگر الان در تعطیلات بودم، استراحت می‌کردم.

مقایسهٔ آرزو و شرط

آرزوی غیرواقعی (Wunsch)شرط غیرواقعی (Bedingung)
ساختار یک جملهٔ ساده جملهٔ پیرو با wenn + جملهٔ اصلی
فعل صرف‌شده در جایگاه ۲ در آخر جملهٔ پیرو؛ اول جملهٔ اصلی
مصدر آخر جمله در جملهٔ پیرو: قبل از würde؛ در جملهٔ اصلی: آخر جمله
نشانهٔ رایج gern wenn
مثال Ich würde gern in den Urlaub fahren. Wenn ich Zeit hätte, würde ich in den Urlaub fahren.

خطاهای رایج

نادرستدرستتوضیح
✗ Wenn ich reich bin, würde ich … ✓ Wenn ich reich wäre, würde ich … در شرط غیرواقعی، جملهٔ wenn هم باید در Konjunktiv II باشد، نه Indikativ.
✗ Wenn ich Zeit hätte, ich würde kommen. ✓ Wenn ich Zeit hätte, würde ich kommen. بعد از جملهٔ پیرو، فعل صرف‌شده بلافاصله اول جملهٔ اصلی می‌آید.
✗ Wenn ich im Lotto würde gewinnen, … ✓ Wenn ich im Lotto gewinnen würde, … در جملهٔ پیرو فعل صرف‌شده (würde) آخر جمله است، و مصدر قبل از آن می‌آید.
✗ Ich würde gern fahren in den Urlaub. ✓ Ich würde gern in den Urlaub fahren. مصدر همیشه در آخر جملهٔ اصلی است.
✗ Ich würde gern gesund sein. ✓ Ich wäre gern gesund. برای sein و haben از wäre و hätte استفاده می‌کنیم، نه würde.

تمرین

جمله‌ها را کامل کنید. برای دیدن پاسخ روی «نمایش پاسخ» بزنید.

  1. Ich gern gesund.(sein)
    نمایش پاسخIch wäre gern gesund.
  2. Wenn ich Zeit , ich dich besuchen.(haben / werden)
    نمایش پاسخWenn ich Zeit hätte, würde ich dich besuchen.
  3. Wir gern in den Urlaub .(fahren)
    نمایش پاسخWir würden gern in den Urlaub fahren.
  4. Wenn er reich , er ein Haus kaufen.(sein / werden)
    نمایش پاسخWenn er reich wäre, würde er ein Haus kaufen.
  5. Wenn du mehr Sport , wärst du fitter.(treiben / werden)
    نمایش پاسخWenn du mehr Sport treiben würdest, wärst du fitter.
  6. ich Japanisch , würde ich den Brief übersetzen.(können)
    نمایش پاسخWenn ich Japanisch könnte, würde ich den Brief übersetzen.

خلاصهٔ درس

برای ساختن آرزو یا شرط غیرواقعی، این چهار قدم را دنبال کنید:

  1. مطمئن شوید موضوع غیرواقعی است. چیزی که آرزو دارید یا شرطی که محقق نشده است (Ich habe kein Geld ← Ich hätte gern Geld).
  2. فعل را انتخاب کنید. برای sein ← wäre، برای haben ← hätte، برای können ← könnte؛ برای بقیهٔ فعل‌ها ← würde + مصدر.
  3. برای آرزو: فعل صرف‌شده را در جایگاه ۲ و مصدر را در آخر جمله بگذارید؛ gern آرزو را قوی‌تر می‌کند.
  4. برای شرط: جملهٔ wenn را بسازید (فعل صرف‌شده در آخر)، سپس جملهٔ اصلی را با فعل صرف‌شده در جایگاه اول بیاورید.

یک مثال کامل از همهٔ مراحل:

Wenn ich reich wäre,sein ← wäre würdeفعل کمکی ich dich auf eine Kreuzfahrt einladenمصدر – aber leider bin ich nicht reich.
درس‌نامهٔ گرامر آلمانی: آرزوها و شرط‌های غیرواقعی با Konjunktiv II. رنگ‌ها: آبی = فعل صرف‌شده (Konjunktiv II)، فیروزه‌ای = مصدر / بخش اصلی، بنفش‌آبی = حرف ربط wenn.

دیدگاه‌ها دربارهٔ این درس

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش.

این درس نیاز به اشتراک دارد

۵ درس اول گرامر رایگان است. برای دسترسی به تمرین‌های این درس و بقیه‌ی درس‌ها، یکی از پلان‌های اشتراک را تهیه کن.

برو به صفحه‌ی اشتراک‌ها