آموزش ← گرامر ← درس 38 – ضمیر موصولی (Relativpronomen)

– درس 38 – ضمیر موصولی (Relativpronomen)

ضمیر موصولی در آلمانی: der، die، das

موضوع این درس: Relativpronomen (ضمیر موصولی). با ضمیر موصولی یک جملهٔ فرعی (Relativsatz) شروع می‌کنیم که دربارهٔ یک شخص یا چیز توضیح بیشتری می‌دهد: Das ist der Koch, der jetzt eine Kochshow im Fernsehen macht. («این آشپزی است که الان یک برنامهٔ آشپزی در تلویزیون دارد.»)

der Kochاسم (کلمهٔ مرجع) , der …ضمیر موصولی

سه حالت Relativpronomen

Relativpronomen: آشپز مشهور با قابلمه‌ها (Das ist der Koch, der ...)
آشپز مشهور، موضوع سه جمله.
Das ist der Koch,derNominativjetzt eine Kochshow im Fernsehen macht.

این آشپزی است که الان یک برنامهٔ آشپزی در تلویزیون دارد. (او فاعل است ← Nominativ)

Das ist der Koch,demDativdas Restaurant „Lecker" gehört.

این آشپزی است که رستوران «لکر» مال او است. (gehören + Dativ)

Das ist der Koch,über denüber + Akkusativich etwas in einer Zeitschrift gelesen habe.

این آشپزی است که دربارهٔ او چیزی در یک مجله خوانده‌ام. (über + Akkusativ)

A شکل‌ها Formen

Relativpronomen
KasusmaskulinfemininneutralPlural
Nominativderdiedasdie
Akkusativdendiedasdie
Dativdemderdemdenen
  • شکل ضمیر موصولی تقریباً مثل حرف تعریف معین است. تنها تفاوت: Dativ جمع ← denen (نه den).
  • جنسیت و تعداد ضمیر از کلمهٔ مرجع در جملهٔ اصلی گرفته می‌شود.
  • حالت ضمیر از نقش آن در جملهٔ موصولی گرفته می‌شود (فاعل، مفعول مستقیم، یا با حرف اضافه).

دو سؤال برای انتخاب ضمیر: ۱) کلمهٔ مرجع چه جنسیتی دارد؟ (der Koch ← مذکر) ۲) این کلمه در جملهٔ موصولی چه نقشی دارد؟ (فاعل ← Nominativ؛ مفعول ← Akkusativ؛ با gehören ← Dativ).

B ساختار جمله Satzbau

جملهٔ موصولی یک جملهٔ فرعی (Nebensatz) است. بلافاصله بعد از اسمی می‌آید که توضیح می‌دهد، و فعل صرف‌شده در آخر جملهٔ موصولی قرار می‌گیرد.

Hauptsatz (جملهٔ اصلی)Nebensatz (جملهٔ فرعی)
I.II. فعلIII.ضمیر موصولیمیانهٔ جملهفعل صرف‌شده
Dasistder Koch,demdas Restaurant „Lecker"gehört.
Dasistder Koch,über denich etwas in einer Zeitschrift gelesenhabe.

اگر ضمیر موصولی با حرف اضافه بیاید، حرف اضافه قبل از ضمیر می‌آید: über den, mit dem, in denen, an denen.

مثال‌ها

جملهمعنی
Anna träumt von einem Mann, der gut tanzen kann.آنا رؤیای مردی را می‌بیند که خوب برقصد.
Anna träumt von einem Mann, den ihre Eltern mögen.آنا رؤیای مردی را می‌بیند که پدر و مادرش او را دوست داشته باشند.
Anna träumt von einem Mann, mit dem sie über Kunst reden kann.آنا رؤیای مردی را می‌بیند که بتواند با او دربارهٔ هنر صحبت کند.
Wo ist der Brief, den ich auf deinen Schreibtisch gelegt habe?نامه‌ای که روی میزت گذاشتم کجاست؟
Es gibt viele Kurse, in die man sich einschreiben kann.دوره‌های زیادی هست که می‌توان در آن‌ها ثبت‌نام کرد.
Das sind Länder, in denen viele Menschen Esperanto lernen.اینها کشورهایی هستند که در آن‌ها بسیاری از مردم اسپرانتو یاد می‌گیرند.

خطاهای رایج

نادرستدرستتوضیح
✗ Das ist der Koch, der ich kenne. ✓ Das ist der Koch, den ich kenne. در جملهٔ موصولی «ich» فاعل است و آشپز مفعول (Akkusativ) ← den.
✗ Das sind Länder, in den viele Menschen lernen. ✓ Das sind Länder, in denen viele Menschen lernen. Dativ جمع ← denen.
✗ Das ist die Frau, der lange Beine hat. ✓ Das ist die Frau, die lange Beine hat. کلمهٔ مرجع مؤنث است ← die.
✗ Das ist der Koch, der hat ein Restaurant. ✓ Das ist der Koch, der ein Restaurant hat. فعل صرف‌شده در جملهٔ موصولی آخر جمله می‌آید.
✗ Das ist der Koch, über ich etwas gelesen habe. ✓ Das ist der Koch, über den ich etwas gelesen habe. حرف اضافه همراه ضمیر می‌آید: über den.

تمرین

ضمیر موصولی درست را بنویسید. برای دیدن پاسخ روی «نمایش پاسخ» بزنید.

  1. Wo ist der Brief, ich dir gegeben habe?
    نمایش پاسخWo ist der Brief, den ich dir gegeben habe?
  2. Wo sind die Gäste, gerade gekommen sind?
    نمایش پاسخWo sind die Gäste, die gerade gekommen sind?
  3. Wo ist der Chef, bei das Telefon klingelt?
    نمایش پاسخWo ist der Chef, bei dem das Telefon klingelt?
  4. Das sind Länder, in viele Menschen Esperanto lernen.
    نمایش پاسخDas sind Länder, in denen viele Menschen Esperanto lernen.

خلاصهٔ درس

  1. ضمیر موصولی جملهٔ موصولی (Relativsatz) را شروع می‌کند و دربارهٔ شخص یا چیزی توضیح می‌دهد.
  2. جنسیت و تعداد از کلمهٔ مرجع، حالت از نقش در جملهٔ موصولی.
  3. شکل‌ها: مثل حرف تعریف معین؛ فقط Dativ جمع ← denen.
  4. ساختار: جملهٔ فرعی؛ فعل صرف‌شده آخر؛ حرف اضافه (اگر باشد) قبل از ضمیر.

یک مثال کامل:

Das ist der Koch, demDativ مذکر das Restaurant „Lecker" gehört.فعل آخر
درس‌نامهٔ گرامر آلمانی: Relativpronomen. رنگ‌ها: بنفش‌آبی = ضمیر موصولی، فیروزه‌ای = Akkusativ / فعل آخر، آبی = حرف اضافه + ضمیر.

دیدگاه‌ها دربارهٔ این درس

هنوز دیدگاهی ثبت نشده — اولین نفر باش.

این درس نیاز به اشتراک دارد

۵ درس اول گرامر رایگان است. برای دسترسی به تمرین‌های این درس و بقیه‌ی درس‌ها، یکی از پلان‌های اشتراک را تهیه کن.

برو به صفحه‌ی اشتراک‌ها