صفتAdjektiv
abgeneigt
[ˈapɡəˌnaɪ̯kt]
| abgeneigt | abgeneigter | am abgeneigtesten |
معانی
1. بیمیل، بیرغبت، بیزار (نسبت به چیزی)abgeneigt+dat.بیشتر▾
• Er ist neuen Ideen nicht abgeneigt.او نسبت به ایدههایِ جدید بیمیل نیست.
• Sie war dem Vorschlag zunächst eher abgeneigt.او در ابتدا نسبت به آن پیشنهاد نسبتاً بیرغبت بود.
• Obwohl er Veränderungen grundsätzlich nicht abgeneigt ist, reagierte er auf diesen Plan skeptisch.با اینکه او اساساً نسبت به تغییرات بیمیل نیست، نسبت به این طرح واکنشِ محتاطانهای نشان داد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
