فعلVerb
abgucken
[ˈapɡʊkn̩]
Präteritum: guckte ab
Perfekt: hat abgeguckt
معانی
1. (مخفیانه) از روی نوشتهٔ دیگری نوشتن، تقلب کردنبیشتر▾
• Er guckt bei der Prüfung ab.او در امتحان تقلب میکند.
• Der Lehrer bemerkte, dass sie ihrer Nachbarin die Antworten abguckte.معلم متوجه شد که او پاسخها را از روی نفر کناریاش تقلب میکند.
• Ihm wurde vorgeworfen, seine gesamte Hausarbeit bei einem Kommilitonen abgeguckt zu haben.او متهم شد که کل تکلیف خانهاش را از روی همکلاسیاش کپی کرده است.
2. با نگاهکردن و تماشا از کسی چیزی یاد گرفتنبیشتر▾
• Ich habe mir den Trick von ihm abgeguckt.من آن ترفند را از او یاد گرفتم (با تماشا).
• Die junge Köchin guckte sich viele Tricks von ihrer Großmutter ab.آشپز جوان بسیاری از ترفندها را با تماشای مادربزرگش یاد گرفت.
• Als Kind hatte er sich das Gitarrespielen einfach von seinem älteren Bruder abgeguckt.او در کودکی گیتارزدن را فقط با تماشای برادر بزرگترش یاد گرفته بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
