اسمNomen

Abhilfe

die
جمع: Abhilfen
ملکی: Abhilfe

معانی

• Wir müssen dringend Abhilfe schaffen.باید فوراً چاره‌ای بیندیشیم (مشکل را برطرف کنیم).
• Schon mit siebzehn Jahren war sie entschlossen, Abhilfe zu schaffen.او از هفده‌سالگی مصمم بود که چاره‌ای بیندیشد.
• Das Entfernen der Treiber im abgesicherten Modus brachte ebenfalls keine Abhilfe.حذفِ درایورها در حالتِ ایمن نیز هیچ چاره‌ای فراهم نکرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی