اسمNomen
Abkommen
das
جمع: Abkommen
ملکی: Abkommens
معانی
1. توافقنامه، پیمان یا قراردادِ رسمی میانِ دو یا چند طرف (معمولاً میانِ کشورها یا نهادها)بیشتر▾
• Die beiden Länder schließen ein Abkommen.آن دو کشور یک توافقنامه امضا میکنند.
• Bisher hatte sich die Mama immer an dieses Abkommen gehalten.تا آن زمان، مادر همیشه به این توافق پایبند بوده بود.
• Der Kanzler ist nicht bereit, mit dieser Führung weitergehende Abkommen zu schließen.صدراعظم حاضر نیست با این رهبری، توافقنامههای بیشتری منعقد کند.
2. (کهنه/باستانی) خاستگاه، اصلونسب یا تبار (معمولاً بهصورتِ مفرد بهکار میرود)بیشتر▾
• Man sagte, er sei von gutem Abkommen.میگفتند او از تبارِ خوبی است.
• In alten Texten wird oft betont, jemand sei von vornehmem Abkommen.در متونِ کهن اغلب تأکید میشود که فلان کس از تباری اصیل است.
• Ein Mann von zweifelhaftem Abkommen wurde damals kaum in die höhere Gesellschaft aufgenommen.در آن زمان، مردی با تبارِ مشکوک بهندرت در طبقهیِ اجتماعیِ بالاتر پذیرفته میشد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
