اسمNomen
Ablass
der
جمع: Ablässe
ملکی: Ablasses
معانی
1. (دینی، مسیحیت) بخشایش یا معافیت از مجازات موقتِ گناه؛ آمرزشنامهبیشتر▾
• Der Priester gewährte ihm Ablass.کشیش به او آمرزشنامه اعطا کرد.
• Er erhielt einen Ablass von hundert Tagen.او آمرزشی معادل صد روز دریافت کرد.
• „Tut Buße und kauft Ablass!“, rief der Prediger den Gläubigen zu.واعظ به مؤمنان ندا داد: «توبه کنید و آمرزشنامه بخرید!»
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
