ablassen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe abgelassen | ließ ab | lasse ab | ich |
| hast abgelassen | ließest ab | lässt ab | du |
| hat abgelassen | ließ ab | lässt ab | er/sie/es |
| haben abgelassen | ließen ab | lassen ab | wir |
| habt abgelassen | ließt ab | lasst ab | ihr |
| haben abgelassen | ließen ab | lassen ab | sie/Sie |
معانی
1. مایعی را خالی کردن، تخلیه کردن (مانند آب یا روغن)ablassen+akk.بیشتر▾
2. بخار یا گاز را رها کردن، خارج کردنablassen+akk.بیشتر▾
3. (کهنه، در راهآهن) قطار را به حرکت درآوردن؛ اجازهٔ حرکت دادنablassen+akk.بیشتر▾
4. چیزی را رها کردن تا پرواز کند (مانند کبوتر، بادکنک، موشک)ablassen+akk.بیشتر▾
5. چیزی را پایین آوردن (مانند پرچم)ablassen+akk.بیشتر▾
6. (کهنه) چیزی را ارسال کردن، فرستادن (مانند نامه یا تلگرام)ablassen+akk.بیشتر▾
7. چیزی را کاملاً خالی کردن (مانند وان، دیگ، حوضچه)ablassen+akk.بیشتر▾
8. (محاورهای) چیزی را ارزان یا به قیمتِ اصلی به کسی فروختن، واگذار کردنablassen+dat./akk.بیشتر▾
9. قیمت را کاهش دادن، تخفیف دادنablassen+dat./akk.بیشتر▾
10. (فاخر) از چیزی یا کسی دست کشیدن، صرفنظر کردنablassenvon+dat.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
