اسمNomen

Ableben

das
ملکی: Ablebens

معانی

• Die Familie beklagte sein plötzliches, unerwartetes und frühes Ableben.خانواده از درگذشتِ ناگهانی، غیرمنتظره و زودهنگامِ او اظهارِ تأسف کرد.
• Zwei Wochen nach dem Ableben des Konsuls wurde das Testament eröffnet.دو هفته پس از درگذشتِ کنسول، وصیت‌نامه گشوده شد.
• Sein Testament, das einige Jahre vor seinem Ableben abgefasst worden war, verzeichnete zahlreiche Vermächtnisse an entfernte Verwandte.وصیت‌نامهٔ او، که چند سال پیش از درگذشتش نوشته شده بود، میراث‌هایِ فراوانی را به خویشاوندانِ دور اختصاص می‌داد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی