ablegen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe abgelegt | legte ab | lege ab | ich |
| hast abgelegt | legtest ab | legst ab | du |
| hat abgelegt | legte ab | legt ab | er/sie/es |
| haben abgelegt | legten ab | legen ab | wir |
| habt abgelegt | legtet ab | legt ab | ihr |
| haben abgelegt | legten ab | legen ab | sie/Sie |
معانی
1. چیزی را زمین گذاشتن یا کنار گذاشتن.ablegen+akk.بیشتر▾
2. پروندهها یا نامهها را بایگانی کردن.ablegen+akk.بیشتر▾
3. (دربارهٔ جانوران) تخم یا لارو گذاشتن.ablegen+akk.بیشتر▾
4. لباسی را دیگر نپوشیدن، از تن درآوردن.ablegen+akk.بیشتر▾
5. (بهطورِ مجازی) عادت، رذیلت یا ویژگیِ ناپسندی را ترک کردن، کنار گذاشتن (کنایه از: مانندِ لباس، آن را از خود دور کردن).ablegen+akk.بیشتر▾
6. (بهطورِ مجازی) لقب، مقام یا نشانی را کنار گذاشتن، از آن چشمپوشی کردن.ablegen+akk.بیشتر▾
7. سوگند یاد کردن؛ در آزمونی شرکت کرده و آن را گذراندن.ablegen+akk.بیشتر▾
8. (دریانوردی) از ساحل یا اسکله حرکت کردن، لنگر برداشتن.ablegenintransitivبیشتر▾
9. (اصطلاحاً) قصدِ چیزی را داشتن، هدفِ خود را بر چیزی گذاشتن.sich ablegenauf+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
