اسمNomen
Abnahme
die
جمع: Abnahmen
ملکی: Abnahme
معانی
1. برداشتن یا پایین آوردنِ چیزیبیشتر▾
• Die Abnahme des Verbandes erfolgte schmerzfrei.بازکردنِ (برداشتنِ) باند بدونِ درد انجام شد.
2. خریدِ چیزی، بهویژه پذیرفتنِ تعهدِ خریدِ کالابیشتر▾
• Er musste sich zur Abnahme des ganzen Werkes verpflichten.او مجبور بود تعهد به خریدِ کلِ آن اثر را بپذیرد.
3. بازرسیِ رسمیِ فنی برایِ تأییدِ رعایتِ شرایط (مانندِ ساختمان یا برنامه)بیشتر▾
• Die Abnahme des Neubaus durch die Baupolizei stand noch aus.بازرسیِ فنیِ ساختمانِ نوساز توسطِ پلیسِ ساختمانی هنوز انجام نشده بود.
4. کاهش یا کمترشدنِ چیزی (مقابلِ Zunahme)بیشتر▾
• Die Abnahme der Arbeitslosigkeit setzte sich fort.کاهشِ نرخِ بیکاری ادامه یافت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
