اسمNomen

Abnahme

die
جمع: Abnahmen
ملکی: Abnahme

معانی

• Die Abnahme des Verbandes erfolgte schmerzfrei.بازکردنِ (برداشتنِ) باند بدونِ درد انجام شد.
• Er musste sich zur Abnahme des ganzen Werkes verpflichten.او مجبور بود تعهد به خریدِ کلِ آن اثر را بپذیرد.
• Die Abnahme des Neubaus durch die Baupolizei stand noch aus.بازرسیِ فنیِ ساختمانِ نوساز توسطِ پلیسِ ساختمانی هنوز انجام نشده بود.
• Die Abnahme der Arbeitslosigkeit setzte sich fort.کاهشِ نرخِ بیکاری ادامه یافت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی