abnehmen
| Perfekt | Präteritum | Präsens | Pronomen |
|---|---|---|---|
| habe abgenommen | nahm ab | nehme ab | ich |
| hast abgenommen | nahmst ab | nimmst ab | du |
| hat abgenommen | nahm ab | nimmt ab | er/sie/es |
| haben abgenommen | nahmen ab | nehmen ab | wir |
| habt abgenommen | nahmt ab | nehmt ab | ihr |
| haben abgenommen | nahmen ab | nehmen ab | sie/Sie |
معانی
1. چیزی را از جایی برداشتن یا پایین آوردنabnehmen+akk.بیشتر▾
2. (اداری) مدرکی را از کسی گرفتن/ضبط کردنabnehmen+dat./akk.بیشتر▾
3. با زور یا فریب چیزی را از کسی گرفتن؛ دزدیدنabnehmen+dat./akk.بیشتر▾
4. (در بازی) از کسی بردنabnehmen+dat./akk.بیشتر▾
5. (محاورهای) قیمتِ بالایی از کسی طلب کردنabnehmen+dat./akk.بیشتر▾
6. باری را از کسی گرفتن و خود حمل/بر عهده گرفتنabnehmen+dat./akk.بیشتر▾
7. چیزی را از کسی (معمولاً عمدهفروش) خریدنabnehmen+dat./akk.بیشتر▾
8. از رویِ نمونهی اصلی، الگو یا اثری برداشتن/ثبت کردنabnehmen+dat./akk.بیشتر▾
9. (در حالِ منسوخشدن) از چیزی نتیجهگیری یا استنباط کردنabnehmen+akk.بیشتر▾
10. عملکرد یا کاری را رسماً بررسی و تأیید کردنabnehmen+akk.بیشتر▾
11. با دقت گوش دادن و رسماً پذیرفتن (اعتراف، سوگند)abnehmen+dat./akk.بیشتر▾
12. (محاورهای) باور کردنِ حرفِ کسیabnehmen+dat./akk.بیشتر▾
13. کم شدن، کاهش یافتن (موجودی، مقدار)abnehmenintransitivبیشتر▾
14. کوتاهتر شدن (روزها)abnehmenintransitivبیشتر▾
15. سبکتر شدن، وزن کم کردنabnehmenintransitivبیشتر▾
16. (نجوم) رو به کاهش رفتنِ ماهabnehmenintransitivبیشتر▾
17. ضعیفتر شدن، فروکش کردنabnehmenintransitivبیشتر▾
18. (بافندگی) دانهها را کم کردنabnehmen+akk.بیشتر▾
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
