اسمNomen
Absatz
der
جمع: Absätze
ملکی: Absatzes
معانی
1. پاراگراف؛ بخش جدای متن که با آغاز خط تازه مشخص میشودبیشتر▾
• Der Autor beginnt jedes neue Thema mit einem neuen Absatz.نویسنده هر موضوع تازه را با یک پاراگراف جدید آغاز میکند.
2. برجستگی یا لبهی طبیعی در یک سطح (مثلاً در دامنهی کوه یا دیوار)بیشتر▾
• Der Wanderweg führte über einen schmalen Absatz am Berghang.مسیر پیادهروی از روی یک لبهی باریک در دامنهی کوه میگذشت.
3. وقفه یا مکث در یک فعالیت، مثلاً در سخن گفتنبیشتر▾
• Er sprach nur in Absätzen, immer wieder von Husten unterbrochen.او فقط با مکثهای پیاپی صحبت میکرد، چون سرفه پیوسته حرفش را قطع میکرد.
4. پاشنهی کفشبیشتر▾
• Sie trug Schuhe mit hohen Absätzen.او کفشهایی با پاشنهی بلند به پا داشت.
5. فروش، میزان و رواج فروش کالابیشتر▾
• Das neue Produkt fand reißenden Absatz.محصول جدید با استقبال فروش فوقالعادهای روبهرو شد.
6. (علمی) رسوب، تهنشینبیشتر▾
• Im Kessel bildete sich ein Absatz von Kesselstein.در دیگ، رسوبی از جرم آب تشکیل شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
