اسمNomen

Absatz

der
جمع: Absätze
ملکی: Absatzes

معانی

• Der Autor beginnt jedes neue Thema mit einem neuen Absatz.نویسنده هر موضوع تازه را با یک پاراگراف جدید آغاز می‌کند.
• Der Wanderweg führte über einen schmalen Absatz am Berghang.مسیر پیاده‌روی از روی یک لبه‌ی باریک در دامنه‌ی کوه می‌گذشت.
• Er sprach nur in Absätzen, immer wieder von Husten unterbrochen.او فقط با مکث‌های پیاپی صحبت می‌کرد، چون سرفه پیوسته حرفش را قطع می‌کرد.
• Sie trug Schuhe mit hohen Absätzen.او کفش‌هایی با پاشنه‌ی بلند به پا داشت.
• Das neue Produkt fand reißenden Absatz.محصول جدید با استقبال فروش فوق‌العاده‌ای روبه‌رو شد.
• Im Kessel bildete sich ein Absatz von Kesselstein.در دیگ، رسوبی از جرم آب تشکیل شد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی