اسمNomen
Abschnitt
der/[ˈapʃnɪt]
جمع: Abschnitte
ملکی: Abschnitts
معانی
1. بخش، قسمت، بند (قانون)، پاراگراف، ماده، فصل (کتاب)بیشتر▾
• Lies den ersten Abschnitt.بخشِ اول را بخوان.
• Der Vertrag besteht aus fünf Abschnitten.قرارداد از پنج بخش تشکیل شده است.
• In diesem Abschnitt des Gesetzes werden die Ausnahmefälle geregelt.در این بندِ قانون، موارد استثنا تنظیم شدهاند.
2. دوره، مرحله (زمانی)بیشتر▾
• Das ist ein neuer Abschnitt.این یک دورهٔ جدید است.
• Die Rente beginnt einen neuen Lebensabschnitt.بازنشستگی یک دورهٔ جدید از زندگی را آغاز میکند.
• Dieser Abschnitt ihrer Karriere war geprägt von zahlreichen Erfolgen.این دوره از دورانِ کاریِ او با موفقیتهای متعددی همراه بود.
3. قسمتِ جداشدنی (برگه، فیش، تهقبض)بیشتر▾
• Behalte den Abschnitt.تهقبض را نگهدار.
• Reichen Sie den Abschnitt bei der Kasse ein.تهقبض را در صندوق تحویل بدهید.
• Ohne den entsprechenden Abschnitt kann die Ware nicht umgetauscht werden.بدونِ تهقبضِ مربوطه، کالا قابلِ تعویض نیست.
4. قطعه، بخش (هندسی، مثلاً از یک دایره)بیشتر▾
• Das ist ein Abschnitt.این یک قطعه است.
• Der Kreis wird in vier Abschnitte geteilt.دایره به چهار قطعه تقسیم میشود.
• Der schraffierte Abschnitt der Fläche entspricht einem Drittel des Ganzen.بخشِ هاشورخوردهٔ سطح، معادلِ یکسومِ کل است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
