صفتAdjektiv
abscheulich
| abscheulich | abscheulicher | am abscheulichsten |
معانی
1. (از نظر حسی) بسیار ناخوشایند، زشت، چندشآوربیشتر▾
• Das erste Bier hat abscheulich geschmeckt.اولین آبجو طعمی چندشآور داشت.
2. (از نظر اخلاقی) پست، نکوهیده، بهشدت نفرتانگیزبیشتر▾
• Das finde ich abscheulich von ihm.این کار را از او بسیار زشت و نفرتانگیز میدانم.
قیدقید حالت(Modaladverb)
معنیِ قیدی
1. (محاورهای، بهعنوان قید تشدیدکننده) خیلی، بهشدتبیشتر▾
• Es ist abscheulich kalt.هوا بهشدت سرد است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
