صفتAdjektiv
abstoßend
| abstoßend | abstoßender | am abstoßendsten |
معانی
1. برانگیزانندهی نفرت، بیزاری یا انزجاربیشتر▾
• Ich finde jegliche Form von sexueller Gewalt abstoßend.من هر شکلی از خشونتِ جنسی را نفرتانگیز میدانم.
2. (فیزیک، بدونِ درجهبندیِ تفضیلی/عالی) از طریقِ برهمکنشِ الکترومغناطیسی، فاصلهی میانِ بارهای الکتریکیِ همنام یا قطبهای مغناطیسی را افزایشدهندهبیشتر▾
• Die Technik der Magnetlager basiert auf den anziehenden und abstoßenden Kräften zwischen magnetischen Teilen.فناوریِ یاتاقانهای مغناطیسی بر پایهی نیروهای جاذبه و دافعه میانِ قطعاتِ مغناطیسی است.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
