فعلVerb
abschnüren
[ˈapʃnyːʁən]
Präteritum: schnürte ab
Perfekt: hat abgeschnürt
معانی
1. بستن، مسدود کردن (رگ، عضو یا مسیرِ خون با بند یا پارچه، معمولاً برای جلوگیری از خونریزی)بیشتر▾
• Er schnürt das Bein ab.او پا را میبندد/مسدود میکند.
• Der Arzt schnürte die Ader ab, um die Blutung zu stoppen.پزشک رگ را بست تا خونریزی را متوقف کند.
• Die enge Schnur hatte den Finger fast vollständig abgeschnürt.بندِ تنگ تقریباً بهطورِ کامل جریانِ خونِ انگشت را قطع کرده بود.
2. نفسِ کسی را بند آوردن، خفه کردن (مجازی: از شدتِ استرس یا احساسات)بیشتر▾
• Die Angst schnürt ihm die Kehle ab.ترس گلویش را میبندد.
• Die Nachricht schnürte ihr fast die Luft ab.آن خبر تقریباً نفسش را بند آورد.
• Die plötzliche Trauer schnürte ihm regelrecht die Kehle ab.غمِ ناگهانی بهراستی گلویش را میبست.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
