اسمNomen
Abschuss
der/[ˈapʃʊs]
جمع: Abschüsse
ملکی: Abschusses
معانی
1. پرتاب (موشک، راکت)بیشتر▾
• Der Abschuss war erfolgreich.پرتاب موفقیتآمیز بود.
• Der Abschuss der Rakete wurde live übertragen.پرتابِ موشک بهطورِ زنده پخش شد.
• Wegen schlechten Wetters wurde der Abschuss der Sonde um mehrere Tage verschoben.بهدلیلِ هوایِ نامناسب، پرتابِ کاوشگر چند روز به تعویق افتاد.
2. شلیک، شکار (شلیک با اسلحه؛ شکار و کشتنِ حیوانِ وحشی)بیشتر▾
• Der Abschuss des Wildes ist erlaubt.شکارِ حیوانِ وحشی مجاز است.
• Der Jäger erhielt eine Genehmigung für den Abschuss von zwei Rehen.شکارچی مجوزِ شکارِ دو آهو را دریافت کرد.
• Der Abschuss streng geschützter Tierarten steht unter hoher Strafe.شکارِ گونههایِ بهشدت حمایتشده مجازاتِ سنگینی دارد.
3. سرنگونسازی، انهدام (هواپیما، تانک و مانندِ آن؛ تلفاتِ نظامی)بیشتر▾
• Der Abschuss des Flugzeugs war ein Unfall.سرنگونیِ هواپیما یک حادثه بود.
• Der Pilot meldete den Abschuss eines feindlichen Jägers.خلبان سرنگونکردنِ یک جنگندهٔ دشمن را گزارش داد.
• Nach dem Abschuss der Passagiermaschine wurde eine internationale Untersuchung eingeleitet.پس از سرنگونیِ هواپیمایِ مسافربری، تحقیقاتِ بینالمللی آغاز شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
