فعلVerb

absitzen

[ˈapzɪtsn̩]
Präteritum: saß ab
Perfekt: hat/ist abgesessen

معانی

• Er sitzt vom Pferd ab.او از اسب پیاده می‌شود.
• Die Reiter saßen am Ziel ab.سوارکاران در مقصد از اسب پیاده شدند.
• Nach dem langen Ritt saßen die erschöpften Reiter erleichtert ab.سوارکارانِ خسته پس از آن سواریِ طولانی، با آسودگی از اسب پیاده شدند.
• Er sitzt seine Strafe ab.او دورانِ محکومیتش را می‌گذراند.
• Er hat zwei Jahre im Gefängnis abgesessen.او دو سال را در زندان گذراند.
• Nachdem er seine Strafe vollständig abgesessen hatte, wurde er vorzeitig entlassen.بعد از اینکه او دورانِ محکومیتش را کاملاً گذراند، پیش از موعد آزاد شد.
• Er sitzt die Zeit ab.او وقت را بی‌هدف می‌گذراند.
• Manche Angestellte sitzen ihre Arbeitszeit nur ab.برخی از کارمندان فقط ساعتِ کاری‌شان را بی‌هدف سر می‌کنند.
• Ohne echte Aufgaben saß er die letzten Stunden im Büro nur noch ab.بدونِ وظیفهٔ واقعی، او ساعاتِ آخر را در دفتر فقط بی‌هدف سر کرد.
• Sie sitzt die Stunde ab.او آن ساعت را سپری می‌کند.
• Die Schüler saßen die letzte Stunde nur noch ab.دانش‌آموزان آخرین ساعتِ درس را فقط سپری کردند.
• Er saß die langweilige Konferenz bis zum Ende ab, ohne ein Wort zu sagen.او آن کنفرانسِ کسل‌کننده را تا پایان، بدونِ گفتنِ حتی یک کلمه سپری کرد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی