اسمNomen
Absonderung
die
جمع: Absonderungen
ملکی: Absonderung
معانی
1. جداسازی، ایزولهسازی (کنارهگیری از کسی/چیزی؛ در پزشکی: قرنطینه)بیشتر▾
• Eine deutliche, bewusste Absonderung von seiner Familie war zu beobachten.کنارهگیریِ آشکار و آگاهانهی او از خانوادهاش قابلِ مشاهده بود.
2. (زیستشناسی) ترشح، مادهی ترشحشدهبیشتر▾
• Die Absonderung der Drüsen wird durch Hormone gesteuert.ترشحِ غدد توسط هورمونها تنظیم میشود.
3. (حقوق، در امورِ ورشکستگی) رجحانِ استیفایِ طلبِ یک طلبکار (اصطلاحِ تخصصیِ حقوقی)بیشتر▾
• Der Gläubiger machte sein Recht auf Absonderung geltend.طلبکار حقِ خود بر رجحانِ استیفا (Absonderung) را مطالبه کرد.
4. (زمینشناسی) شکافتگیِ درونیِ سنگ در اثرِ خشکشدن یا انقباضبیشتر▾
• Die Absonderung des Gesteins entstand durch Austrocknung.شکافتگیِ درونیِ سنگ در اثرِ خشکشدن پدید آمد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
