اسمNomen

Abstimmung

die
جمع: Abstimmungen
ملکی: Abstimmung

معانی

• Die Walliser Stimmbevölkerung sagte im Juni in der eidgenössischen Abstimmung Ja zum Klimagesetz.رأی‌دهندگانِ ایالتِ والیس در رأی‌گیریِ سراسریِ ماهِ ژوئن به قانونِ اقلیم رأیِ مثبت دادند.
• Die Abstimmungen untereinander erfolgen durch Telefonkonferenzen.هماهنگی‌های میانِ آن‌ها از طریقِ کنفرانسِ تلفنی انجام می‌شود.
• Woran es hapere, sei eine bessere Abstimmung der Fahrpläne, um die Wartezeiten beim Umsteigen zu verkürzen.آنچه کم است، هماهنگیِ بهترِ برنامه‌های حرکت است تا زمانِ انتظار برای تعویض وسیله کاهش یابد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی