اسمNomen
Abtreter
der
جمع: Abtreter
ملکی: Abtreters
معانی
1. پادری یا شبکهی فلزیِ جلویِ در برایِ پاککردنِ گل و لایِ کفشبیشتر▾
• Unbekannte entwendeten drei Gitterroste, die als Abtreter vor den Eingangstüren eingebaut waren.افرادِ ناشناس سه شبکهی فلزی را که بهعنوانِ پادری جلویِ درهایِ ورودی نصب شده بودند، دزدیدند.
2. (مجازی، تحقیرآمیز) کسی که دیگران با او بدرفتاری میکنند و او را بیارزش میشمارندبیشتر▾
• Er war im Betrieb schon lange nur noch der Abtreter für alle anderen.او مدتها بود که در آن شرکت فقط بازیچهی دستِ همه شده بود.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
