صفتAdjektiv

achtlos

معانی

• Er warf die Kleider achtlos auf den Boden.او لباس‌ها را بی‌توجه/بی‌احتیاط روی زمین انداخت.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی