صفتAdjektiv
alleinig
معانی
1. منحصربهفرد، انحصاری؛ تنها (به استثنایِ هرکسِ دیگر)بیشتر▾
• Er ist nicht mehr wie früher der alleinige Besitzer des Wissens.او دیگر مانندِ گذشته مالکِ انحصاریِ این دانش نیست.
2. (گویشِ اتریشی، محاورهای) مجرد، بدونِ همسر یا خانوادهبیشتر▾
• In dem kleinen Dorf lebten damals nur wenige alleinige Menschen.در آن روستایِ کوچک، آن زمان فقط چند نفرِ مجرد زندگی میکردند.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
