1قید حالتModaladverb

allein

معانی

• Ich möchte mit Ihnen allein sprechen.می‌خواهم با شما تنها (بدونِ حضورِ دیگران) صحبت کنم.
• Das Kind kann schon allein laufen.این کودک می‌تواند بدونِ کمک راه برود.
• Allein er kann uns jetzt noch helfen.فقط او می‌تواند اکنون به ما کمک کند.
2
هم‌پایه‌سازNebenordnend
نکته‌ی گرامری — ترتیبِ کلمات
هیچ تأثیری رو ترتیبِ کلماتِ جمله نداره — فعلِ صرف‌شده همچنان در جایگاهِ دومِ جمله می‌مونه. مثال: «Ich komme, und sie bleibt hier.»

معانی

• Ich erwartete es, allein ich wurde enttäuscht.منتظرش بودم، اما ناامید شدم.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی