1قید حالتModaladverb
allein
معانی
1. تنها، بدونِ همراهی یا حضورِ دیگرانبیشتر▾
• Ich möchte mit Ihnen allein sprechen.میخواهم با شما تنها (بدونِ حضورِ دیگران) صحبت کنم.
2. بدونِ کمکِ دیگران؛ بهتنهاییبیشتر▾
• Das Kind kann schon allein laufen.این کودک میتواند بدونِ کمک راه برود.
3. فقط، صرفاً؛ بهاستثنایِ هرچیز یا هرکسِ دیگربیشتر▾
• Allein er kann uns jetzt noch helfen.فقط او میتواند اکنون به ما کمک کند.
2
همپایهسازNebenordnend
نکتهی گرامری — ترتیبِ کلمات
هیچ تأثیری رو ترتیبِ کلماتِ جمله نداره — فعلِ صرفشده همچنان در جایگاهِ دومِ جمله میمونه. مثال: «Ich komme, und sie bleibt hier.»
معانی
1. (ادبی/رسمی) اما، ولی، با اینحالبیشتر▾
• Ich erwartete es, allein ich wurde enttäuscht.منتظرش بودم، اما ناامید شدم.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
