قید مکانLokaladverb
allerorts
معانی
1. (قدیمی) همهجا، در همهیِ مکانهابیشتر▾
• Die Nachricht verbreitete sich allerorts noch am selben Tag.این خبر همان روز همهجا پخش شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
