صفتAdjektiv
allseitig
معانی
1. همهجانبه، فراگیر؛ از تمامیِ جهات (وسیع و متنوع)بیشتر▾
• Er gilt als allseitig gebildeter Mensch.او فردی همهجانبهفرهیخته بهشمار میرود.
2. عمومی، همگانی؛ موردِ رضایت یا مشارکتِ همهبیشتر▾
• Der Streit wurde zur allseitigen Zufriedenheit gelöst.این اختلاف بهرضایتِ همگانی حلوفصل شد.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
