1همپایهسازNebenordnend
also
نکتهی گرامری — ترتیبِ کلمات
هیچ تأثیری رو ترتیبِ کلماتِ جمله نداره — فعلِ صرفشده همچنان در جایگاهِ دومِ جمله میمونه. مثال: «Ich komme, und sie bleibt hier.»
معانی
1. بنابراین، پس، در نتیجه (بیانِ نتیجهگیری)بیشتر▾
• Es ist schon 8 Uhr, also müssen wir eilen.ساعت هشت شده، پس باید عجله کنیم.
2. (محاورهای) برایِ نشاندادنِ موافقت: باشد، بسیار خببیشتر▾
• Also gut, ich komme mit.باشد، من هم میآیم.
3. (محاورهای) برایِ تأییدِ حدسِ ازپیشمشکوک: پس بالاخره!، میدانستم!بیشتر▾
• Also doch! Ich wusste es.پس بالاخره! میدانستم!
4. (محاورهای) برایِ بیانِ درخواست یا دعوت: خب، خب دیگربیشتر▾
• Also, gehen wir!خب، برویم!
2
قید حالتModaladverb
معانی
1. (قدیمی) به اینصورت، اینگونه؛ چنینبیشتر▾
• Also sprach Zarathustra.چنین گفت زرتشت.
کلمات ذخیره شده
شما هنوز کلمهای در لیست
خود ذخیره نکردهاید.
آیکون سیو
با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیرهشده»ی پروفایلت اضافه میشود.
رنگبندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی
