صفتAdjektiv

altbacken

altbackenaltbackeneram altbackensten

معانی

• Das Brot sollte, damit man es gut kauen kann, etwas altbacken sein.نان باید کمی خشک باشد تا بتوان آن را خوب جوید.
• Die Bedienung ist gewöhnungsbedürftig, und auch die Grafik wirkt etwas altbacken.استفاده از آن نیاز به عادت‌کردن دارد و گرافیک هم کمی دمده به‌نظر می‌رسد.

کلمات ذخیره شده

شما هنوز کلمه‌ای در لیست
خود ذخیره نکرده‌اید.

آیکون سیو

با کلیک، کلمه به «کلمات ذخیره‌شده»‌ی پروفایلت اضافه می‌شود.

رنگ‌بندی جنسیت اسم
der — مذکر
die — مؤنث
das — خنثی